أبو علي سينا

24

قراضه طبيعيات ( فارسى )

بديدار « 1 » آيد و آن ديگر مرد جامهء سياه پوشيده دارد « 2 » و طشتى اندر دست چون آهو را ببيند « 3 » از پس آهو « 4 » همىرود و طشت همىزتد آهو از سياهى جامهء او « 5 » و از آواز طشت همىگريزد و قصد روشنائى همىكند و بروشنائى نزديك همىشود تا چون « 6 » نزديك اندر « 7 » آيد سگ بجهد و آهو را بگيرد و فراشه كه خويشتن « 8 » اندر « 9 » چراغ « 10 » همىافكند سبب آنست كه چنان صورت همىبندد او را « 11 » كه اين سوراخيست كه در بروز بيرون دارد « 12 » تا بدان سوراخ برون « 13 » شود و بروز اوفتد « 14 » بدان منزلت كه مرغ را بخانهء تاريك در كنند و اندر آن خانه سوراخى « 15 » باشد

--> ( 1 ) - در جميع نسخ : « بديدار » آمده است و ظاهرا همين صواب باشد نه پديدار . ( 2 ) - ت : پوشد . ( 3 ) - س : بيند . ( 4 ) - س : او . ( 5 ) - چنين است در نسخهء ت . س : جامه او و آواز . م : جامه و آواز . ( 6 ) - س : مىشود چون . ( 7 ) - م : در . ( 8 ) - ت : خويشتن را . س : خود را . ( 9 ) - ت : در . ( 10 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 11 ) - چنين است در نسخهء م و س . ت : كه وى را چنان صورت همىبندد . ( 12 ) - ت : در روز بيرون دارد . م : در بروز دارد . ( 13 ) - ت : بيرون . س : بدر . ( 14 ) - ت و س : افتد . ( 15 ) - س : سوراخ .